امیرارجمند: دلیل ملاقات موسوی و دخترانش،احتمالا تهیه فیلم برای ارائه در سازمان ملل بوده است

اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسن موسوی در مصاحبه دیشب با بی بی سی فارسی-در حالی که بسیار آشفته به نظر می رسید- گفت که به دلیل فشارهای شدید بین المللی برای آزادی رهبران جنبش سبز و تلاش برای مطرح شدن پرونده در مجامع بین امللی و سازمان ملل متحد، احتمالا رژیم با ترتیب دادن این ملاقات و تهیه فیلم از آن،قصد دارد در صورت بازخواست در مجامع بین امللی با استناد با آن فیلم ادعای وزارت خارجه مبنی بر آزاد بودن آنها را اثبات کند.

گذشته از این موضوع و اینکه تا چه حد مبتنی بر واقعیت است، این صحبتها در واقع اعترافیست بر تاثیر زیاد فشار  بین المللی و اینکه جنبش سبز علیرغم ادعای آقایان به حمایت خارجی نیاز دارد.

رژیم پلید ولایت فقیه از ابتدا شروع اعتراضات سعی کرد با زدن اتهام وابسته به خارجی بودن، از یک طرف رهبران و نخبگان جنبش را از دیپلماسی خارجی برحذر کند و ز طرفی به دست دول خارجی که-به هر دلیلی- در ان زمان نمی خواستند از جنبش مردمی مردم ایران حمایت کنند اما در برابر افکار عمومی مردم خودشان نیاز به پاسخی داشتند که چرا مردم ایران را در برابر رژیم جنیتکار و خونخوار ولایت فقیه تنها گذاشتند- بهانه ای دهد.

از طرف دیگر دولت احمدی نژاد سعی کرد با خرج پولهای فراوان از طریق لابی گری و با استخدام وطن فروشانی چون هوشنگ امیراحمدی و تریتا پارسی این طور به غرب القا کند که رهبران اصلاح طلب جنبش حتی بیش از ا.ن و خ.ر ضد امریکایی هستند و حمایت از جنبش سبز فایده ای برای غرب ندارد.و متاسفانه رهبران جنبش با افتادن در دام رژیم و سکوت بین المللی به شدت به این سیاست رژیم کمک کردند.

توجه کنید که کمک بین المللی به معنا انتظار حضور نظامی و دخالت مستقیم خارجی نیست.بلکه وقتی جنبشی مردمی و ضد دیکتاتوری در کشوری به جریان می افتد و حکومت آن کشور با تمام توان آن را سرکوب می کند، این بسیار سخت است که بدون حمایت بین امللی موفق به سرنگونی دیکتاتوری شود.نمونه بسیار واضحش افریقای جنوبی است که جنبش ضد آپارتاید بیش از 30 سال با حکومت نژادپرست جنگید اما به دلیل سرکوب شدید و بی رحمانه رژیم  کاری از پیش نبرد تا و قتی که دنیا به کمک مردم آن کشور شتافت و با اخراج سفرای حکومت آپارتاید  از کشورها و سازمان ملل و تحریم شدید اقتصادی، زمینه پیروزی مردم را فراهم آورد.

یک لحظه فکر کنید که همین کار در مورد ایران انجام شود: سفرای ج.ا از تمام مجامع اخراج شوند،و از ان مهمتر نفت ایران تحریم شود، در آن صورت آیا رژِیم یک هفته دوام می آورد؟ وقتی می گویم کمک به جنبش یعنی اینکه به رژیم سرکوبگر و غیرقانونی کمک نشود: آنها نفت ما را به کشورهای خارجی می فروشند و با پولش ما را سرکوب می کنند! آیا این حق ما نیست که از دنیا بخواهیم در کنار رژیم سرکوبگر نایستد؟

حال که غرب متوجه اشتباهش درباره سکوت در برابر جنبش شده و رژیم نشان می دهد که چقدر در برابر فشار خارجی ضعیف و آسیبپذیر است  شاید جنبش را هم بیش از پیش متوجه اشتباهش درباره لزوم تعامل مستقل با غرب شود

Advertisements

دربارهٔ vision

آزادی برای همه آزادی بیان بی حد و مرز نفی استبداد و تحجر و البته نفی هر دیکتاتور و دیکتاتوری
این نوشته در سیاسی-اجتماعی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای امیرارجمند: دلیل ملاقات موسوی و دخترانش،احتمالا تهیه فیلم برای ارائه در سازمان ملل بوده است

  1. کامبیز :گفت

    موسوی هرگز نمیتوانسته و نخواهد توانست که حکومت اسلامی را سرنگون کند هر چند که خواسته اصلی وقلبی او هم به احتمال زیاد همین می باشد. اصلا هر کسی (به عنوان اپوزیسیون) که در داخل ایران باشد هیچ امکانی برای سرنگونی این رژیم ندارد. فقط میتواند بازیچه این رژیم قرار گیرد و به بقای ان خواسته یا نا خواسته کمک کند. فرض کنید الان به موسوی اجازه داده شود دوباره اعلامیه بدهد. ایا مردم ما هر چه خوشبین و یا ساده دل، نباید دو زاریشان بیافتد که این یک فریبی بزرگتر و دوباره از سوی رژیم است؟ ایا ما باید باز هم برای عمل کردن منتظر اعلامیه های موسوی شویم و دلمان را به دستورهای او خوش کنیم که رژیم فقط در صورتی دوباره اجازه انتشار انها را میدهد که در جهت منافع و بقای خودش باشد. پس اگر هدفتان سرنگونی رژیم اسلامی است باید بعد از این همه شکست و سرخوردگی دنبال اعلامیه دهنده و هماهنگ کننده ایرانی مقیم خارج باشید که اسیر چنگال رژیم نیست وازادی عمل دارد. اقای موسوی چه چیزی دارد که مثلا فلان ایرانی میهن پرست دلسوز مقیم خارج و احتمالا فراری از دست رژیم اخوندی ندارد؟ کم اثر بودن افراد و یا گروه های نامنتخب مقیم خارج مانند شورای هماهنگی راه سبز امید را هم دیدید. پس دنبال «انتخاب» یک گروهی هماهنگ کننده درخارج از کشور باشید.
    وضعیت ما به وضعیت مردم لیبی از دیگر انقلاب های اخیر منطقه شبیه تر است. دولت های غربی الان به این نتیجه رسیده اند که دیکتاتورهای دیوانه منطقه مانند قذافی، دیگر فایده ای برایشان ندارند و برای خلاص شدن از شر اینچنین دیکتاتور هایی حاضرند که از مردم این کشور ها بدون هیچ چشمداشتی حتی از راه پشتیبانی نظامی کمک بکنند. نمونه بارزش هم اعلام به رسمیت شناختن شورای انقلاب لیبی از طرف اتحادیه اروپا بود.
    البته از مردم ایران انتظار نمیرود که قیام مسلحانه ای مانند مردم لیبی کنند. اما چنانچه مردم ایران یک کنگره وشورای ملی را انتخاب بکنند، دیر یا زود کشورهای غربی ان را به رسمیت میشناسند. از ان موقع دیگر سقوط ج.ا دیگر حتمی است. فقط تصورش را بکنید که دولت های غربی ا.ن را دیگر به شورای امنیت راه ندهند وبه جای او نماینده منتخب مردم ایران در شورای امنیت سخنرانی کند. هزاران سود بالقوه دیگر هم انتخاب کنگره ویا شورای ملی خواهد داشت که بر شمردن انها بسیار طولانی میشود.
    پس بیایید از همین امروز دنبال راهکارهایی برای انتخاب این کنگره و شورای ملی با شرکت هر چه بیشتر مردم ایران چه درون وچه برون مرزی باشیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s