ده نمکی در سال 78: باید کاری کنیم که سوسول ها در خانه هایشان قایم شوند-استفاده از خشونت باید برنامه ریزی شده باشد

این روزها یکی از تئوریسن ها و چماقداران کارکشته کودتاچیان چماقش را زیر لباس قایم کرده و با دوربین سعی بر کوبیدن آزادی و آزادی خواهی دارد.دردناک آنکه بسیاری ناآگاهانه می گویند: خوب است که چماقش را با دوربین عوض کرده!! آنها از این بی خبرند که تا قلم شریعتمداری ها و دوربین ده نمکی ها کار نکند، چماق بسیجی ها زود از کار می افتد.گوبلز(وزیر تبلیغات و دروغ پراکنی هیتلر) می گوید:

» اگر یک دروغ را بارها و بارها تکرار کنید ، مردم بلاخره آن را باور می کنند .و حکومت می تواند از ان برای اهداف سیاسی-اقتصادی و یا نظامی اش استفاده کند.تا زمانی که دروغ پا برجاست منافع حکومت هم تامین می شود.حال نوبت حکومت است که با زور  و سرکوب دروغ را نگه دارد و از مرگ آن جلوگیری کند.حقیقت دشمن قسم خورده دروغ است، پس بزرگترین دشمن حکومت نیز حقیقت محسوب می شود»

تقلب در انتخابات 22 خرداد و کشتارها و تجاوزات بعد از آن، نه اتفاقی بود و نه از روی ناچاری. عمر تفکر کودتا، از عمر دولت احمدی نژاد، بسیار بیشتر است .

اجازه دهید برای یافتن پاسخ سوال خود و شناخت ریشه های تفکر کودتا، به 12 سال قبل برگردیم و میزگرد سیاسی یکی از گروه های شبه نظامی وابسته به خامنه ای را مرور کنیم. این میزگرد در اسفند سال 1378 و پس از اعلام نتیجه پیروزی قاطع اصلاح طلبان و تحول خواهان در انتخابات مجلس ششم، برگزار شد. در آن میزگرد، مسعود ده نمکی (یکی از اعضای سرشناس گروه فشار و از عاملان حمله به کوی دانشگاه) و حسین پناه، مسائل مربوط به انتخابات مجلس، آرایش نیروهای سیاسی و برنامه ها و طرح های بعدی جریان «حزب الله» برای فعالیت در عرصه سیاسی کشور را مورد بررسی قرار دادند. به نظر میرسد نگاهی کوتاه به نظریات مطرح شده در این میزگرد، کمک موثری به یافتن مسیر درست مبارزه و هدف جنبش سبز به شمار آید.

(کلیه نقل قول ها، از نشریه جبهه، شماره 50، شنبه هفتم اسفند 1378 ذکر شده اند)

ده نمکی در مورد انتخابات در ایران و رفتار انتخاباتی شهروندان میگوید: «لجبازی و انتقام جویی سیاسی روشنترین رگه قابل شناسایی در آرای تهران است. … رای دادن نوعی عمل سیاسی است که الزاما و تماما سیاسی نیست. گاهی جنبه روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد. این چیزها خیلی ارزش توقف ندارند. رای به اشخاص خلق الساعه، یک اعتراض است؛ نه یک انتخاب سیاسی مبتنی بر یک اندیشه و تئوری سیاسی». او بر این عقیده است که مردم از برخی رفتارها یا چهره های نظام ناراضی اند، اما هیچ نظریه یا اندیشه خاصی برای تغییر اوضاع ندارند، یعنی نمیدانند که چه میخواهند، بلکه فقط مانند کودکان لجباز، برای دهن کجی به حکومت، در انتخابات به نامزدهای نامطلوب رای میدهند. از نظر ده نمکی، بخشی از این شهروندان خواسته هایی مانند ماهواره و آزادی های فردی و اجتماعی دارند که باید از طریق شورای نگهبان، جلوی اجرای این مطالبات را گرفت و از طرف دیگر، گروه های فشار، باید به هر طریق ممکن دسترسی مردم به مطالبات سیاسی خود مانند امنیت سرمایه گذاری و تجدید رابطه با آمریکا را غیر ممکن کنند. ده نمکی در اظهار نظری کلیدی اضافه میکند:

«من در روز انتخابات از بسیاری از حوزه های شمال و جنوب تهران دیدن کردم. کسانی با قلاده های سگ آمده بودند رای بدهند. اینها موجوداتی هستند که فقط با رای دادن حاضرند از کسی حمایت کنند، ما باید نوع بازی را عوض کنیم تا آنها بروند در منزل قایم شوند … البته خشونت نباید به عمل روزمره تبدیل گردد، بلکه در ایام خاصی باید قاطع و برق آسا انجام شود».

حسین پناه هم در تکمیل سخنان او چنین میگوید:

یک مقدار برادران بسیجی و نیروهای انتظامی، طی دو سه ماه آینده و در اواخر بهار و تابستان آینده و به هنگام شکل گیری مجلس جدید، باید بر سختگیریهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی بیافزایند تا با اجرای دقیق مجازاتهای اسلامی، طبقه متوسط دارای خواسته های سطحی تلخکام شوند و احساس کنند تجدید نظر طلبان [اصلاح طلبان] بی عرضه هستند. ما در یک کشور شرقی زندگی میکنیم و اثبات آنچه که در یک ارزیابی پوپولیک [عامیانه] بی عرضگی و فقدان قابلیت نامیده میشود، برای طبقه متوسط ساده اندیش اهمیت خوبی دارد».

از نظر این تئوریسین ها شهروندانی که به نامزدهای مورد نظر رهبری و سپاه رای نمیدهند، موجوداتی بزدل و ترسو هستند و هیچ عقیده و آرمان سیاسی خاصی ندارند، و اگر هم داشته باشند، تنها در حد رای دادن حاضرند از آرمان خود دفاع کنند. بنابراین رهبر نظام و متحدان سپاهی و لباس شخصی اش میتوانند با خیال راحت و بدون نگرانی، «نوع بازی» را عوض کنند و رای ملت را بی اثر یا جا به جا نمایند و با استفاده از برادران بسیجی و نیروهای انتظامی، مردم را با خشونتی سریع و برق آسا به پذیرش شکست وادار کنند. بنا براین، میتوان در هر انتخابات یک بازی دوگانه را ترتیب داد و مردم را مانند حیوانات آموزش دیده سیرک، با ترکیبی از شلاق و قند به رقص واداشت و سپس آنها را به آخورهایشان فرستاد.

حال که کودتاچیان در مهار اعتراضات خیابانی خود را موفق می بینند، وارد آخرین مرحله سرکوبی اعتراضات مدنی جنبش سبز می شوند:

تحقیر و کوچک کردن اعتراضات دو سال گذشته مردم، در دید خودشان.وقتی مردم به سینما بروند و برای خندیدن به تلاشهای خودشان برای آزادی و عدالت، و خونها و هزینه های هم بغضانشان، بلیط بخرند، دیگر کودتا گران می توانند از سرکوبی کامل فتنه اطمینان حاصل کنند.

Advertisements

دربارهٔ vision

آزادی برای همه آزادی بیان بی حد و مرز نفی استبداد و تحجر و البته نفی هر دیکتاتور و دیکتاتوری
این نوشته در سیاسی-اجتماعی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای ده نمکی در سال 78: باید کاری کنیم که سوسول ها در خانه هایشان قایم شوند-استفاده از خشونت باید برنامه ریزی شده باشد

  1. shaghayegh :گفت

    kamelan movafegham ba naxare shoma… va sad afsoos

  2. جدایی نادر از سیمین…

    امروز رفتم به تماشای فیلم دیدنی «جدایی نادر از سیمین».

    من سیاسی نویس هستم و همانطور که از نام وبلاگ معلوم است کارم نقد سیاست موجود می باشد. اما نتوانستم برای زیبایی این فیلم به«اصغرفرهادی»گارگردان توانای آن فتبارک الله نگویم . همانطور که بایدبرای فیلم های «درباره الی» و «چهارشنبه سوری» نیز احسنت و دست مریزاد گفت. گویی کارگردان با تمام وجود در بطن جامعه خویش زندگی می کند و با همه وجودش آنرا حس کرده است. و بر خلاف فیلم هایی که داستان و قصه وسناریوی فیلم هایشان از یک آبشخور سیراب می شود،و حتی اسامی هنرپیشه هایش یکی است و … چنین فیلمی برخواسته از بطن زندگی مردمی است که الکی زندگی می کنند…

    و اگر بخواهم از منظر سیاسی به آنگاه کنم یک زندگی سگی، سگی که محصول یک جنگ سرد بی سود که با تصرف سفارت آمریکا در ایران شروع و به همراه 8 سال جنگ فرسایشی عراق وایران که همه رمق و توان جامعه را گرفت و منجر به جدایی مردم از سیاست شد… و بجایش در طول این 30 سال برای ما فرسودگی به ارمغان آورد و بجایش همین سیاست عده ای را که زمانی چماق بدست بودند و خود بخشی از همان «اخراجی ها»به حساب می آمدند،بواسطه رانت «حاجی آقا»(ها)ی جامعه به کاگردانی سینما رساندو (یادداشت حاجی آقا را بخوانید) عرصه اداره مملکت را در اختیار رفتگران سیاست قرارداد(یادداشت رفتگر سیاست را بخوانید).

    الان بخشی از مردم نمی دانند که الکی خوشند و بخشی هم می دانند که الکی خوشند، اما چاره چیست؟…

    محمد شوری (نویسنده وروزنامه نگار) 7/فروردین 90

  3. tanznameh :گفت

    درود بر شما که اصل مطلب را با تلنگر به حافظه تاریخی ما 1بار دیگر مرور کردید
    مثل کسانی که اخراجیها را میبینند مثل کسی است که به کسی پول میدهد تا به او توهین کند

  4. fadayemam :گفت

    سلام شوهر خواهرم که بسیجی‌ هست میگفت بهشان گفتند که اگر اتفاقی‌ مثل ژاپن برای نیروگاه بوشهر یا نتنز بیفتد باید قرص‌های یود و پتاسیم بخورند متاسفانه داروخانه‌های این شهرها خبر دادند که دولت تمامی‌ این قرصها را برای پاسداران و بسیجیها خریداری کرده. به عبارت دیگر مردم باید بروند بمیرند. همیشه میگفتند بسیج یعنی ملت اگر ملت بسیج واقعی‌ هستند چرا دارو فقط برای پاسدارها هست و نه برای مردم. شوهر خواهرم این سوال را می‌کند ولی‌ جرات نکرد خودش بنویسد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s