تلاش اصلاح طلبان برای حفظ نظام-مزروعی در سال 82 : آنهایی که به امید آزادی سکولار به ما رای دادند احمق بودند!

اصولا دو نوع اصلاح طلب داریم(یا داشتیم): گروهی که به طور واقعی و صادقانه به دنبال اصلاحات در تمامی ابعاد  و به ویژه اصلاحات سیاسی-اجتماعی در نظام جمهوری اسلامی بودند و گروهی که تنها به دنبال کسب و حفظ قدرت از طریق دادن وعده به مردم و گرفتن رای بودند و هستند.

مردم امروز ایران هرچقدر هم که از اصلاح طلبان ناراضی و نومید باشند بزرگانی چون مرحوم بورقانی(نماینده اصلاح طلب مجلس ششم) را فراموش نمی کنند که حتی از گرفتن اتوموبیل نمایندگان (پژو پارس) سرباز زد گفت: چگونه بر این ماشین سوار شم در حالی که مردمی که به من رای دادند به نان شب محاتجند(مقایسه کنید با نماینده های اصولگرای مجلس های هفتم و هشتم که مهمترین دغدغه شان تصویب کمکهای 100 میلیون تومانی به خودشان!(مسیح علی نژاد خبرنگار پارلمانی به دلیل مخابره همین خبر از مجلس اخراج شد!) و اختصاص بودجه برای منازل مسکونی نمایندگان و البته تقاضای اعدام برا یموسوی و کروبی بود!).کسانی چون بهاالدین ادب، موسوی خوئینی ها،بهروز افخمی و حتی افرادی چون فاطمه حقیقتجو در همین صف قرار می گیرند.کسانی که برای اصلاح آمده بودن نه کسب قدرت.و البته تمامی آنها اکنون اگر زنده باشند یا در زندان هستند و یا مجبور به جلای وطن شدند.

گروه دوم اما که متاسفانه در میان اصلاح طلبان اکثریت هم دارند، سعی داشتند (و دارند) با ترساندن مردم از لولویی به نام تندروها ( اصولگرایان) رای بگیرند و به قدرت برسند.در واقع حرف آنها این بود: یا ما یا چماقداران ولایت! شما گزینه ی دیگری ندارید! پس باید به ما رای بدهید و هرچه ما گفتیم و کردیم را تایید کنید و یا شما می دانید و چماق داران!

از یاد نمی بریم جمله محمد خاتمی را در سال 84 که در جواب انتقاد دانشجویان که به خیانت او و اصلاح طلبان ولایی به رای دهنده ها و امیدهای مردم گفت: حالا ما می رویم و شما خواهید دید چه کسانی به جای ما می آیند!

لب کلام این افراد این است:

» ایرانی لیاقت دموکراسی و آزادی را ندارد.شما نمی توانید مسائلی چون حقوق شهروندی،آزادی بیان، حجاب اختیاری و انتخابات آزاد را طلب کنید.شما پست تر از این حرفها هستید.شما نمی توانید نماینده های واقعی خود را به صحنه سیاست ایران وارد کنید.پس یا باید به چماقدارانی چون احمدی نژاد و طائب رضایت دهید و یا به ما رای دهید تا در قدرت باشیم و البته حق هیچگونه اعتراض و طرح خواسته ای را هم ندارید!»

رجبعلی مزذوعی از سران جبهه مشارکت که تازگی با نادان نامیدن منتقدین به اصلاحات ولایی، مجددا حقیقت اصلاحات حکومتی را به خوبی نمایان کرده، در سال 1382 در آستانه انتخابات مجلس هفتم-که به دلیل ناامیدی مردم از خلف وعده اصلاح طلبان انتظار شکست آنان میرفت-برای یک  جلسه پرسش و پاسخ به یکی از دانشگاه های کشور رفته بود تا مثلا نظر منفی جوانان نسبت به پوچی اصلاحات ولایی را تغییر دهد.در این جلسه بیشتر پرسش ها و انتقادات حول خیانت اصلاح طلبان به وعده هایی که به مردم داده بودند می گشت و جواب مزروعی همواره همان جواب کلیشه ای اصلاح طلبان ولایی بود(محمد خاتمی بسیار از این جواب استفاده میکند) : ما اختیاری نداشتیم!

مزروعی تاکید می کرد که دولت و مجلس که در اختیار اصلاح طلبان بودند در مقابل نهادهای انتصابی چون شورای نگهبان-قوه قضاییه-سپاه و.. عملا»هیچ» قدرتی ندارند.در این هنگام دانشجویی بلند شد و فریاد زد:اگر اختیار نداشتید پس بی جا کردید به مردم وعده توخالی دادید! مگر شما از اختیارات شورای نگهبان بی خبر بودید؟!

مزروعی هم با حالتی عصبی در پاسخ گفت: شماهایی که به ما رای دادید مگر از اختیارات شورای نگهبان بی خبر بودید؟ اگر به امید آزادی های سکولار به ما رای دادید پس «احمق» بودید!

در واقع نقش اصلاح طلبان در جلوگیری از سقوط نظام ولایت فقیه غیرقابل انکار است.در سال 1376 که با پیروزی خاتمی موضوع جیدی به نام اصلاحات درون حکومت ولایت فقیه آغاز شد، تنشهای رژیم در داخل با مردم و در خارج با قدرتهای جهانی به حد انفجار رسیده بود.اگر دولت اصلاحات در سال 76 سرکار نیامده بود، حتی اگر رژیم بر اثر انقلابی از داخل سقوط نمی کرد، در سالهای بعد از 11 سپتامبر 2001، احتمالا بر اثر یک جنگ خارجی سرنگون می شد.فراموش نکنید در نقشه های نومحافظه کارانی که در آن سالها کاخ سفبد را در اختیار داشتند جایی برای جمهوری اسلامی در خاورمیانه جدید نبود.در اسناد ویکی لیکس هم می بینیم که دولت بوش حتی برای حمله به ایران برنامه ریزی هم کرده بود.اما مشکلات امریکا در عراق و سیاستهای تنش زدایی دولت خاتمی با غرب، مانع از این جنگ و سقوط  محتوم نظام ولایت فقیه شد.

اکنون پس از 14 سال رژیم دوباره به سال 76 بازگشته.از یک طرف تنش با مردم به حداکثر رسیده ، و از طرفی در روابط بین المللی رژیم دوباره به حداکثر اصطکاک  در روابط خود با دنیای آزاد خود بازشته و خود را در آستانه جنگ می بیند.در چنین شرایطی احتمال اینکه اصلاح طلبان ولایی دوباره بتوانند نظام را(بخوانید خامنه ای را) راضی کنند که با بازگشت محدود آنها به قدرت موافقت کند تا یکبار دیگر رژیم را سرنگونی نجات دهند بسیار زیاد است.به ویژه زدوخوردهای اصولگرایان نزدیک به  خامنه ای با جریان احمدی نژاد به این احتمال دامن می زند.

اما تفاوت در تجربه مردم است.مردم ایران پس از تجربه یم دوره 8 ساله اصلاحات اکنون خود را در وضعیتی به مراتب بدتر از 14 سال قبل می بینند.انسداد فضای سیاسی و اجتماعی، حکومت اراذل و اوباش، عدم امنیت و آزادی و البته فساد گسترده در تمامی بخشهای حکومت، پاداش مردمی بود که 14 سال قبل به وعده های این افراد دلبستند.با این شرایط بعید به نظر می رسد که ولایتمدارانی چون مهاجرانی، کدیور و مزروعی بتوانند با دادن وعده های توخالی به مردم بتوانند حمایتی جلب کنند و با دیگر از سقوط نظام محبوب ولایی شان جلوگیری کنند.

Advertisements

دربارهٔ vision

آزادی برای همه آزادی بیان بی حد و مرز نفی استبداد و تحجر و البته نفی هر دیکتاتور و دیکتاتوری
این نوشته در سیاسی-اجتماعی ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

8 پاسخ برای تلاش اصلاح طلبان برای حفظ نظام-مزروعی در سال 82 : آنهایی که به امید آزادی سکولار به ما رای دادند احمق بودند!

  1. Makhmali :گفت

    حتما بخوانید و در صورت پسند به آن رای دهید.
    اگر موضوع مهمی نبود اینگونه دست به تبلیغ آن نمی زدم.
    باتشکر از شما

  2. geranom :گفت

    به نظر من حرفتان درست است

  3. رضا :گفت

    این موضوع در این شرایط که عده‌ای در نظام شمشیر را بر علیه مشایی و باندش از رو بسته‌اند مهم تر میشود. خامنه‌ای دو راه برای بقای خود دارد.

    -باز کردن راه برای مشایی (که البته فقط یک نفر نیست و پشتیبانانی قوی در داخل نظام دارد) و درگرگزینی در مقابل خمینیسم و اصلاحاتی ظاهری با حرفهای دهان پرکن برای فریب مردم.

    -راه آمدن با اصلاح طلبان فرصت طلب و وارد کردن دوباره آنان به حکومت و باز اصلاحاتی که نظام را نجات دهد.

    در هر دو مورد بالا، هدف اصلی این است که باندهای مافیایی و ولایت فقیه حفظ شوند.

  4. ava :گفت

    مقاله بسیار عالی بود واقعن باید امثال مهاجرانی و باندش مثل کدیور و مزروغی را افشا کرد انها هم اسلامگرا هستند و بهر قیمتی میخواهند اسلام بر ایران حکومت بکند باید تمام اسلامگراهای ایرانی را افشا و بی ابرو کرد اگر دست من بود که میگفتم همه رو باید نابود کرد

  5. اصخر :گفت

    اتفاقا کاملا درست گفته. به امید اینکه دیگر از اون حماقت‌ها نکنیم. مرگ بر کلیت رژیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s