تکرار تاریخ: آنها که مصدق را تنها گذاشتند

پرده اول30  تیر 1331

مردم به خیابانها آمدند.برای حمایت از قهرمان ملیشان.برای او که برای کشور و مردمش می جنگید.برای دفاع از حق خود؛از انتخاب خود؛ به خیابانها آمدند.مصدق اشک شوق می ریخت،غرور ایرانی در رگها جاری بود.نام ایران و ایرانی سربلند شد

پرده دوم: 28 مرداد 1332

پشتش را خالی کردند ، حمایتش نکردند، تنهایش گذاردند در برابر چماقداران دیکتاتور.روز، روزِ شعبان بی مخ ها بود، آزادی و عدالت شکست خورد، ایران و ایرانی تحقیر شد؛روزی که او را در برابر چماق شعبان بی مخ ها و سرنیزه ی چکمه پوش ها تنها گذاشتند.به راستی چه کسی فکر می کرد تا نیم قرن بعد حسرت آن روز و آن اشتباه را بخورند؟ چه کسی می داند، شاید هم تا یک قرن بعد

.

پرده سوم:25 خرداد 1388

بی شمار به خیابانها امدند.صدها هزار بودند، نه بلکه میلیونها.تاریخ ایران زمین هرگز این چنین جمعیتی را در خیابانهایش ندیده بود. حتی در شهرهای کوچک حتی آنها که به او رای نداده بودند.امید به این سرزمین بازگشت، دیکتاتور لرزید.نام ایران باز سربلند شد، عطر شادی در کوچه و خیابانهای این سرزمین  می پیچید.

پرده چهارم:25 بهمن 1389

تنهایش گذاشتند، باز هم! از آن جمعیت میلیونی خبری نبود.حتی از آن فریاد ها که»… دستگیر بشه ،ایران قیامت می شه!…» هم خبری نبود.مزدوران بی دغدغه به خانه اش ریختند و به اسارت بردندش.سایه ی سنگین سکوت بر همه جا سیطره داشت.امیدها به یاس تبدیل شد… شیطان لبخند می زد

Advertisements

دربارهٔ vision

آزادی برای همه آزادی بیان بی حد و مرز نفی استبداد و تحجر و البته نفی هر دیکتاتور و دیکتاتوری
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s